کوچولوی خوش اخلاق مامانی و بابایی




[ موضوع : ]
تاريخ : شنبه 12 فروردين 1396 | 15:29 | نویسنده : خاطره مامی بردیا |

یه پنجشنبه پاییزی و یه سینمای سه نفری 

فیلم سلام بمبئی ( محصول مشترک ایران و هند ) 

عکسا توی ادامه مطلب ...



ادامه مطلب

[ موضوع : ]
تاريخ : شنبه 27 آذر 1395 | 16:14 | نویسنده : خاطره مامی بردیا |

 یه جمعه قشنگ سرد و برفی توی پاییز




[ موضوع : ]
تاريخ : شنبه 27 آذر 1395 | 15:42 | نویسنده : خاطره مامی بردیا |

 خاطره  قه قهه

مهدی قه قهه

مامانم انقدر عاشق این دو تا نقاشی شده که  روی در یخچال نصب کرده  

و هر بار با دیدنشون کلی قربون صدقه ام میره و منو می چلونه

فکر کنم خیلی شبیه شده که انقدر مامان و بابا خوششون اومده  خندونک

 




[ موضوع : ]
تاريخ : پنجشنبه 25 آذر 1395 | 12:23 | نویسنده : خاطره مامی بردیا |

ورود به مرحله جدید از زندگیم....

پیش دبستان و آماده شدن برای درس و موفقیت 

از 15 ماهگی مهد کودک می رفتم . حسابی به محیط اونجا عادت داشتم و مامان اصلا مهدکودکم و عوض نکرده بود. عاشق مهد کودکم بودم و  همه از مدیر و مربی ها و بچه هاحسابی دوستم داشتن. به خاطر  همین مامان خیلی راغب نبود من و وارد یه محیط جدید کنه و نظرش این بود که پیش دبستانی هم توی همون مهد کودک قبلی بگذرونم. 

بابا اما نظر دیگه ای داشت و می گفت بهتره که کم کم وارد محیط جدید بشم تا برای مدرسه رفتن هم آمادگی داشته باشم.

خلاصه بعد از تبادل نظر و همفکری و  تحقیقات فراوان مدرسه غیر انتفاعی پویش انتخاب شد  و بعد از رفت و آمد و آشنایی با مدیر و ... مراحل ثبت نام بنده انجام گردید.

 

الانم هم مامان و بابا از  این کار و انتخاب این مدرسه راضی هستند و هم من مدرسه  و معلم ها و دوستانم رو خیلی دوست دارم و هر روز با شوق و خوشحالی راهی مدرسه می شم.

کلی چیزهای جدید وخوب یاد گرفتم. از قرآن و زبان و کامپیوتر و ....

این عکسها واسه روز اول مهر و جشن شکوفه هاس که مامان به خاطر مشغله کار و درس و... زودتر وقت نکرده بزاره 

اما از اونجا که وبلاگم براش مهمه و دوست داره اینجا برام یه یادگاری خوب بمونه بالاخره دیر یا زود سعی میکنه حتما وبلاگم و برام آپ کنه.

 



ادامه مطلب

[ موضوع : ]
تاريخ : پنجشنبه 25 آذر 1395 | 12:01 | نویسنده : خاطره مامی بردیا |

اوایل تیر ماه تصمیم گرفتیم تا هوا هنوز خیلی گرم نشده یه مسافرت چند روزه سه تایی بریم کیش تا بردیا هم حسابی آب بازی کنه و انقدر نگه دریا دریا... 



ادامه مطلب

[ موضوع : ]
تاريخ : جمعه 1 مرداد 1395 | 12:34 | نویسنده : خاطره مامی بردیا |

اوایل خرداد تصمیم گرفتیم قبل از شروع ماه رمضان و  امتحانای پایان ترم مامان ، دو سه روزی رو بریم شمال. شهر رامسر و هتل بزرگ رامسر انتخاب و راهی شدیم. هوا عالی بود و چون فصل امتحانات بچه ها بود حلوت بود  و همین مسافرت کوتاه سه روزه حسابی بهمون خوش گذشت و منم تا می تونستم از دریا و اب بازی لذت بردم.


 
 
 
 
بقیه رو در  ادامه مطلب می زارم


ادامه مطلب

[ موضوع : ]
تاريخ : پنجشنبه 20 خرداد 1395 | 11:35 | نویسنده : خاطره مامی بردیا |

دسته جمعی با مامان بزرگ  و بابا بزرگ، خانواده خاله و خانواده دایی و ... رفتیم لواسون.

هوا سرد اما عالی و حسابی خوش گذشت. تا ظهر ابری بود. اما ظهر به بعد آفتاب 

بساط آتیش ، میوه  ، آجیل ، چای ،جوجه ، آش رشته و ...به راه بود

 

 



ادامه مطلب

[ موضوع : ]
تاريخ : پنجشنبه 20 خرداد 1395 | 11:35 | نویسنده : خاطره مامی بردیا |

من در حال تزئین و ایشون در حال بازی با تبلت 

بقیه در ادامه مطلب...



ادامه مطلب

[ موضوع : ]
تاريخ : جمعه 3 ارديبهشت 1395 | 19:07 | نویسنده : خاطره مامی بردیا |

 به زودی ...




[ موضوع : ]
تاريخ : جمعه 3 ارديبهشت 1395 | 19:06 | نویسنده : خاطره مامی بردیا |
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 37 صفحه بعد