کارا و شیطنتا
ــ این روزا خیلی با موتوری که خاله عاطفه برات خریده بازی می کنی و جالبه که بعد از بازیت می بریش توی اتاقت و دقیقا همون جایی که بود پارکش می کنی و می ری سراغ اسباب بازی های دیگه!!! ــ از این مجله های تبلیغاتی که توی خونه ها می ندازن یکی برات انداخته بودم توی اسباب بازی های دیگه ات که اگه هوس کتاب و مجله کردی با همون سرگرم بشی و سراغ مجله های بابایی نری. یه روز که داشتی اسباب بازی هات و جمع کردی همه رو ریختی توی سطل اسباب بازی هات و خیلی برام جالب بود که اون مجله تبلیغاتی رو بردی توی اتاق خواب ما و گذاشتی توی جا مجله ای کنار روزنامه ها و مجله های بابا !!! ــ یه شب نشسته بودی روی پای بابایی و نازش می کردی بعد شیشه شیرت رو می کردی...
نویسنده :
خاطره مامان بردیا
21:23












