سید بردیاسید بردیا، تا این لحظه: 15 سال و 6 ماه و 14 روز سن داره

کوچولوی خوش اخلاق مامانی و بابایی

سه چرخه خودم

چند روز پیش با مامانی و بابایی رفته بودیم بهار و از اونجایی که من خیلی پسر خوبی بودم و هر چی می دیدم گریه نمی کردم و نمیخواستم  مامان و بابا دیدن بهتره از همونجا برام سه چرخه بخرن    البته من اصلا سه چرخه نمی خواستم... فقط گیر داده بودم به اسباب بازی هایی که دقیقاً همونا رو توی خونه داشتم... سوار یه موتور سبز شده بودم که همونو با رنگ نارنجی دارم.پیاده هم نمی شدم اصلا. اقای فروشنده هم که بنده  خدا خیلی آدم مهربونی بود اجازه داد که سوارش بشم و توی پاساژ باهاش دور بزنم. بعدشم گیر دادم به الاکلنگ و تابی که از هر دوتاش خونه دارم.... خلاصه مامان و بابا رو حسابی شاکی کرده بودم. توی مغازه ها و جلوی مردم کلی آبروشون ر...
11 مرداد 1392

سه چرخه دختر همسایه

یکی از همسایه های خونه ی مامان محبوبه و بابا جمشید یه دختر کوچولو دارن که این دختر خانوم یه سه چرخه داره که همیشه توی محوطه و جلوی در پارکه و هر وقت می ریم اونجا تا از ماشین پیاده نشده بردیا حمله به سوی سه چرخه و دیگه هم ازش جدا نمی شه.... خلاصه مکافاتی داریم... من و بابا تصمیم گرفتیم زودتر یه سه چرخه واسش بخریم که شاید دست از سر سه چرخه دختر همسایه برداره!!!!!!!! ...
5 مرداد 1392

نی نی دایی علی

پنجشنبه 20 تیر 92 ساعت حدوداً 9 صبح هلیا  کوچولو ، نی نی دایی علی و زن دایی آنیتا با قد 50 و وزن 3.350 توی بیمارستان کسرا تهران قدم های بهشتیش رو به این دنیا گذاشت... اینجا جلوی در منتظر هستیم تا از راه برسن برای قربونی کردن  ایندفعه هم مثل قربونی کردن واسه ماهان کوچولو ول کن ببعی نبود  کنترل کولر خونه دایی علی هم با خودش آورده بود پایین  و به جای گوشی تلفن ازش استفاده میکرد. بابا جمشید همش کنارش بود و مواظب بردیا بود که این ببعی شیطون بهش لگد نزنه.آخه همش دنبال راه فرار بود جناب ببعی منتظر رسیدن نی نی کوچولو  خوب اومدن...اینم نی نی تازه به دن...
29 تير 1392

من و کارام (4)

یه مدل برای tv  دیدن !!!! خوب چیه مگه؟!!    اگه بلوز شلوار پام باشه شلوارم و درمیارم و زود می رم از توی کشو شورت میارم تا مامانی پام کنه. شورت و بیشتر از شلوار دوست دارم  اون چیزی هم که دستمه تل مامانیه  به یاد گذشته هوس پستونک کردم    همونطور که ملاحظه می کنید توی مهمونی چقدر آقا و متین نشستم  عاشق گوجه فرنگی هستم... خیلی خیلی خیلی می دوستمش  این عکس صبح روز تولد گروهی گرفته شده که اصلا حال نداشتم و از مامان خواستم رختخوابم و بیاره تا دراز بکشم  اینم یه مدل دیگه از tv دیدنم  از اونجای...
20 تير 1392

عکسهای مهد کودک

این  عکسا توی چند ماهه گذشته توی مهد کودک گرفته شده... خدا رو شکر عاشق مهد کودک و مخصوصا مربیت هستی. صبح ها تا میرسیم جلوی در از من بای بای می کنی و انقدر هولی که حتی صبر نمی کنی مربیت بیاد پایین بگیرتت و اصرار داری کوله ات رو بندازم پشتت و خودت میری بالا  ...
14 تير 1392

تختخواب جدید

الان یه هفته ای هست که روی تختت نمی خوابی. هم شب تا صبح هم خواب نیمروزی حتما باید روی مبل بخوابی. یکی دو بار هم وقتی خوابت برده بابایی بردتت روی تخت خواب خودت اما دوباره صبح بلند شدیم و دیدیم روی مبل خوابیدی...  هر جای خونه که بخوابی امیدوارم خوابای رنگی ببینی  ...
9 تير 1392

تولد گروهی فرشته های بهار 90

با دوستای خوبی  که از اول بارداری لحظه به لحظه کنار همدیگه بودیم تصمیم گرفتیم به مناسبت 2 سالگی کوچولوهامون یه جشن تولد گروهی بگیریم و تقریبا از یکی دو ماه پیش برنامه ریزی هاش انجام شده بود تا بالاخره طبق نظر همه مامانا تاریخ 30 خرداد برای این جشن در نظر گرفته شد و پنجشنبه گذشته با حضور یه عالمه نی نی و یه عالمه مامان و مهمون های ویژه جشنمون برگزار شد... ( عکسا و شرح تولد در ادامه مطلب )    تز ئینات رنگین کمونی  بردیا و رادین در حال بادکنک بازی  اولش با بادکنک ها سرگرم شده بود  ولی بعد حوصله اش سر رفته بود و م...
1 تير 1392

دلفیناریوم

تقریبا دو هفته پیش مامان از قبل بلیط های دلفیناریوم رو رزرو کرده بود تا گل پسری رو ببریم . اما فرصت نشده بود زودتر بیام عکسا رو بزارم. هرچند ما که توی این دلفیناریوم ، دلفینی ندیدیم. ههههه اما بردیا خوشش اومد. البته اینجا فضاش و محوطه اش خیلی بهتر و بزرگتر از پارک دلفین های کیشه . دلفیناریوم برج میلاد ، اولین دلفیناریوم غیر ساحلی در خاورمیانه و مرتفع ترین  دلفیناریوم  جهان هست.  مراسم افتتاحیه شامل نمایش شیرهای دریایی تربیت شده و اجرای موسیقی توسط خواننده         ( کورش صنعتی ) بود. اینجا هم شیر دریایی همراه با مربیش می اومد بین جمعیت و بچه ها که بردیا خیلی خوشش اومد...
28 خرداد 1392