سرزمین عجایب
دیروز بابایی یه کم کاراش سبک تر بود به خاطر همین زودتر اومد خونه. بعدشم مامانی و بابایی تصمیم گرفتن من و ببرن پارک. مامان پیشنهاد داد بریم یه پارک بزرگ مثل پارک لاله ... اما ناگهان بابایی گفت بریم سرزمین عجایب. مامان اولش استقبال نکرد. آخه گفت بازی های اونجا شاید هنوز واسه من زود باشه. اما بابایی راضیش کرد. این بود که قرار شد بریم سرزمین عجایب. اسمش که جالب اومد به نظرم. به خاطر همین منم حسابی خوشحال شدم و فهمیدم داریم میریم جایی که یه عالمه اسباب بازی توشه عکسا رو توی ادامه مطلب ببینید چون زیاده بنابراین راهی سرزمین عجایب شدیم اینجا توی صندلی ماشینم حسابی آقا بودم و آروم و ساکت نشسته بودم تا رسیدیم ...
نویسنده :
خاطره مامان بردیا
14:36











