تئاتر
چهارشنبه هفته پیش درست در 30 ماه و یک روزگی بردیا برای اولین بار تئاتر رو تجربه کرد.
چند تا از دوستان قرار تئاتر رو گذاشته بودند که مخصوص کوچولوهامون بود ( تئاتر موزیکال الاغ نادان ) که البته ما اولش قرار نبود بریم چون هم روز چهارشنبه بود که روز کاری بود و من سر کار بودم و هم ساعتش طوری بود که بابایی نبود هم نگران این بودم که شاید بردیا خوشش نیاد و اذیت بشه و اذیت بکنه. ولی دل و به دریا زدم و تصمیم بر رفتن گرفتیم.
خدا رو شکر بردیا هم بر خلاف تصورم که فکر می کردم تحمل یه جا نشستن و نداشته باشه و خوشش نیاد حسابی استقبال کرد و خیلی هم دوست داشت. مخصوصا که بیشتر قسمت ها با موزیک و رقص همراه بود. بعضی از قسمت ها بلند بلند می خندید و با خنده هاش بقیه هم می خندوند 


بردیا ، کیمیا ، ملینا، ایلیا ( به تلفظ اسامی دقت بفرمائید... چه تفاهمی ) 

بردیا و کیمیا در حال رسیدگی به شکم های محترماشان

رادین ، بردیا ، کیمیا و ملینا ( کیمیا خیلی باحال نشسته ) 

صحنه هایی از نمایش



بردیا و کیمیا ( انگار با هم قهرن ) 

همگی مبهوت نمایش




تئاتر
