سیزده بدر 93
امسال سیزده بدر رفتیم پارک نزدیک خونه خاله که هم به نسبت خلوت تر از جاهای دیگه بود و هم نزدیک. عکساش هم با توضیحات در ادامه مطلبه توی ماشین داریم می ریم دم خونه خاله اینا مامانم با دیدن این عکس کلی کیف می کنه چون قد کشیدن من کاملا مشخصه مامانم و ماهان جون دم خونه خاله خاله جونم و ماهان جونم که کلی شیطونی کرد وقتی بابایی و عمو حسین داشتن چادر و وصل می کردن انقدر شیطونی کردم که وصل یه چادر کلی طول کشید. هی میرفتم توش و نمی ذاشتم وصل بشه پسر خاله ام هم مثل خودم عاشق دستماله آخ که هلاک ماشین بازی و این چیزام و ول کن ماشین عمو حسین نبودم بازم این دو تا چشم منو دور دیدن و عکس گرفت...
نویسنده :
خاطره مامان بردیا
19:07









